طنز

ادعــــــــا نمیکنیم بزرگ ترینیــــــــــــــم ولـی ادعـــا داریــم که بهتـریــــنا دوستمـــون دارنـــد.....

ضرب المثل مجذوب و مرعوب

در جوامع بشری بسیارند افرادی که به اقتضای زمان و مکان در پیرامون مسائل و خصوصیات افراد اظهار نظر میکنند و قضاوت اصولی و عادلانه را فدای حب و بعض و توجه به مسائل شخصی می نمایند

 

قضاوت و استنباط این گونه افراد ناشی از میل و علاقۀ مفرط به شخص مورد بحث است یا رعب و هراسی آنان را از اظهار حقیقت باز می دارد. چنین افراد را در عرف اصطلاحات اهل ادب و اصطلاح مجذوب یا مرعوب می خوانند زیرا علاقه و محبت از یک طرف و ترس و رعب از طرف دیگر حجاب حقیقت شناخته شده و به همین جهات و ملاحظات، شهادت و گواهی افراد مجذوب و مرعوب بر طبق اصول و موازین حقوقی و قضایی مردود و غیر قابل قبول تلقی گردیده است

 

مجذوب و مرعوب دو کلمه بیش نیست ولی چون در یکی از وقایع تاریخ معاصر ایران به مناسبتی مورد استفاده و اصطلاح قرار گرفت لذا به صورت ضرب المثل درآمد

 

آقای میرزا یوسف خان صفاری ملقب به مشاراعظم و معروف به یوسف مشار از خانواده های سرشناس لاهیجان در استان گیلان و پدرش از مستوفیان صاحب کمال و معرفت بوده است. وی در دوره های تقنینیه و هفدهم نمایندگی مردم بروجرد و تهران در مجلس شورای ملی را بر عهده داشته است


در دورۀ پنجم پس از مدتی که در مجلس خدمت کرد شغل دولتی اختیار کرده ابتدا معاون وزارت فرهنگ سابق و سپس کفیل آن وزارتخانه شد.
در دورۀ هفدهم قانونگزاری در زمان دولت دکتر محمد مصدق که عمر مجلس کمتر از دو سال بود (هشتم خرداد سال 1331 تا آذرماه سال 1332 خورشیدی) در اواخر سال 1331 خورشیدی کار مجلس هشتاد نفری تقریباً فلج بود و جلسات مرتب تشکیل نمی شد زیرا عده ای از نمایندگان در صف مخالفان دولت بوده عده ای هم ملاحظاتی داشته اند

 

روز یکشنبه بیست و هفتم مهرماه سال مزبور پس از رسمیت یافتن جلسه طرح پیشنهادی دولت راجع به صلاحیت دادگاه جنایی جهت رسیدگی به جرائم متهمین وقایع سی ام تیرماه مربوط به زمان حکومت قوام السلطنه مطرح گردید

 


غرض دولت از طرح پیشنهادی این بود که پافشاری و مقاومت مسلحانۀ مسئولان انتظامی در واقعۀ سی ام تیرماه را که منجر به قتل و جرح عده ای از مخالفان دولت وقت شده بود در صلاحیت دادگاه جنایی تشخیص داده آنها را به عنوان جنایتکار تسلیم محکمه کند


در این جلسه که در واقع آخرین جلسۀ مجلس بود و دیگر تشکیل نشد پس از نطقهایی که له و علیه فوریت لایحه ایراد گردید آقای یوسف مشار پشت تریبون مجلس رفت و ضمن صحبت چنین اظهار داشت
«...
ولی آقای دکتر بقایی در پشت تریبون فرمودند که بنده چنین و چنان خواهم کرد. خوب، آن یک بحث دیگری است که ممکن است ایشان اقدام بفرمایند و یک عده ای را هم ببرند و کارها را انجام دهند ولی این ربطی به دادگستری و بسط عدالت ندارد. تا در مملکت خودمان دادگستری می خواهیم عدالت باید شامل حال همه کس باشد. وقتی پای عدالت آمد همه باید ساکت و صامت باشند. ببینید آن کس که قاضی است چه جور می خواهد حکومت بکند


قنات آبادی:«جناب آقای مشار، این قضایای سی ام تیر دروغ بود؟ این کشته ها دروغ بود؟ این دادگستری که شما دارید تعریف می کنید چه می کند؟ من خودم از توی گلوله ها آمدم به مجلس شورای ملی. توی خانۀ من گلوله افتاد. کسانی هستند از اصناف و تجار که همه شاهد هستند


«
اینها حتی موافق نبودند که من با آن حالت بیایم اینجا. بنده با کوشش بیرون آمدم، اینجا با اعلیحضرت حرف زدم. با رییس ستاد حرف زدم. هر چه از من برمی آمد اینجا منتهای کوشش را کردم. حتی وقتی که آمدم در حوضخانه، آقایان نشسته بودند و توجه نداشتند که باید رفت دنبال این کار. نشسته بودند و نوحه و زاری می کردند و متوجه نبودند که باید این کار را کرد- کریمی: این مطالب راجع به فوریت نیست.»-حالا فوریتش را عرض می کنم


«
عرض می کنم حالا یک همچه پیشنهادی رسیده است که هم از حیث قانون درست نیست و هم توی آن دستورالعملهایی داده شد که این طور بکنند و آن طور نکنند. یک سلسله مطالبی توی این پیشنهاد نوشته شده که از نظر قضایی درست نیست. باید یک همچه قانونی را اجازه بدهند برود به کمیسیون دادگستری، و رویش مطالعه شود به یک نحوی که مناسب با عدالت باشد بیاورند بهش رأی بدهیم والا با این عجله که تمام بیرون می روند یک کارهایی را نیم بند درست کنند و بیاورند مجلس شواری ملی رأی بگیرند در یک مجلس نیم بندی که نصف آن مرعوب شده اند و نصف آن مجذوب، نمی دانند چکار می کنند آمده است اینجا.این چه کاری است؟»

 

کاری به دنبالۀ مذاکرات مجلس و سرنوشت طرح پیشنهادی نداریم زیرا دیگر جلسه به علت نداشتن اکثریت تشکیل نگردید و بقیۀ جریان قضیه در صورت مذاکرات آرشیو مجلس شورای ملی موجود است


غرض این است که دو کلمۀ مجذوب و مرعوب در آن تاریخ به قدری مورد توجه ارباب قلم و اصحاب مطبوعات واقع شده بود که مدتها در پیرامون آن قلم فرسایی کرده هر دسته ای مخالفان خویش و موافقان طرف مقابل را به اقتضای حال و مقال مشمول و مصداق یکی از دو کلمۀ مزبور قرار داده اند

 

رفته رفته این دو کلمۀ معمولی و متعارف بر اثر تکرار و تواتر در نطق و قلم از دایرۀ مجلس و مطبوعات خارج شده صورت ضرب المثل پیدا کرده است

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mostafa

انسان چند گیگابایت است ؟

انسانها با وجود همه تفاوت‌های ظاهری و رفتاری، از ۹۹٫۹ درصد کدهای ژنتیکی مشترک برخوردارند؛ اکنون یک فیزیکدان استرالیایی برای تعیین میزان داده‌های درون این کدها، نظریه اطلاعات را بر ماهیت پیچیده دی‌ان‌ای اعمال کرده است

Dreck Muller ،مهندس استرالیایی با استفاده از اصل دودویی، دو بیت داده را برای هر مولکول در دی‌ان‌ای اختصاص داده و این بیتها را برای کشف کل کد معادل ۱٫۵ گیگابایت به بایت تبدیل کرد

متناوبا، این کد می‌تواند ۵۱۱ تصویر دیجیتالی با میانگین اندازه سه مگابایت را در خود نگهدارد. به گفته مولر، کوچکترین میزان اطلاعات موجود، پاسخ «بله» یا «خیر» و «صحیح» یا «غلط» است

در کد دودویی، این پاسخ می‌تواند به شکل «۱» برای صحیح و «۰» برای غلط ساده‌تر شود.

در سال ۱۹۶۳، کد استاندارد آمریکایی برای تبادل اطلاعات (اسکی) اعلام کرد هفت بیت اطلاعات برای رمزگشایی همه حروف الفبا از جمله حروف بزرگ و کوچک و نمادها وجود دارد. رایانه‌ها که به دلیل مبنای دودویی کد، به مضربی از دو برای عملکرد خود نیاز دارند، از هشت بیت به عنوان واحد محاسبه استفاده کرده و این یک بایت خوانده شد. کد ژنتیکی انسان در یک توالی از چهار مولکول قرار دارد که با حروف A ،B ،G و C نمایش داده می‌شوند.

هرکدام از آنها می‌توانند با دو بیت داده۰۰، ۱۰، ۱۱، ۰۱رمزگشایی شوند. هنگامی که این مولکولها ضرب در شش میلیون حرف شده و سپس تقسیم بر هشت بیت در بایت شدند، مولر دریافت که کل کد حاوی ۱٫۵ گیگابایت داده است. وی سپس این محاسبات را گسترش داده و دریافت که هر سلول در بدن انسان حاوی این ۱٫۵ گیگابایت داده بوده و اینکه ۴۰ تریلیون سلول در بدن انسان وجود دارد. این میزان با ۶۰ زتابایت (۶۰ با۲۱ صفر) اطلاعات مساوی است.

علاوه بر این، از آن جا که ۹۹٫۹ درصد از این اطلاعات با انسانهای دیگر مشترک است، کمتر از یکی در هر ۱۰۰۰ داده منحصربفرد بوده که این میزان به آسانی در یک فلاپی جا می‌شود. این کار مبتنی بر مفهوم عمومی نظریه اطلاعات است. در ساده‌ترین تعریف، این نظریه به بررسی چگونگی شکل‌گیری پیغامها از اطلاعات، ‌تفاوت آنها و شباهتشان می‌پردازد

برای مثال اگر کسی بخواهد ایده‌ای را به اشتراک بگذارد، می‌تواند آن را ایمیل کرده، بنویسد، تصویر آن را بکشد یا درباره آن صحبت کند. همه این روشها با هم تفاوت دارند اما نتیجه آنها که به اشتراک‌گذاری اطلاعات است، یکی است.

مغزها از طریق زبان می‌توانند زبان یا تفکر را بدست بیاورند و آنها را به تکه‌هایی تبدیل کنند که بعد توسط نمادها و سیگنالها قابل بیرونی‌سازی است. اطلاعات، جدای از شکل ذخیره و به اشتراک‌گذاری آن، می‌تواند توسط فرآیندی اساسی موسوم به آنتروپی سنجیده شود


 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mostafa

سهم هر ایرانی از پهنای باند اینترنت فقط ۱۷ کیلوبیت


آخرین بررسی ها از وضعیت دسترسی عام مردم به فناوری اطلاعات و ارتباطات نشان می دهد که

پهنای باند اینترنت بین الملل به ازای هر کاربر اینترنت در ایران ۱۷ کیلوبیت بر ثانیه است

براساس شاخص های دسترسی عام مردم به فناوری اطلاعات و ارتباطات که طبق نظام پایش شاخص های ICT سازمان فناوری اطلاعات ایران تا پایان سال ۹۳ برآورد شده است، ضریب نفوذ تلفن ثابت در ایران به ازای هر ۱۰۰ نفر جمعیت ۳۷.۶۶ درصد و ضریب نفوذ مشترکان تلفن همراه به ازای هر ۱۰۰ نفر ۹۲.۲ درصد است

در همین حال میزان پهنای باند استفاده شده اینترنت بین الملل ۱۰۷۶۹۰ مگابیت بر ثانیه و میزان پهنای باند تجهیز شده اینترنت بین الملل ۱۸۷۱۰۰ مگابیت برثانیه برآورد می شود. این درحالی است که میزان پهنای باند اینترنت بین الملل به ازای هر کاربر اینترنت ۱۷ کیلوبیت بر ثانیه تخمین زده می شود. طبق آخرین وضعیت فناوری اطلاعات و ارتباطات کشورهای جهان که در سال ۲۰۱۳ و براساس گزارش اندازه‌گیری جامعه اطلاعاتی منتشر شد سرانه پهنای باند هر کاربر در ایران حدود ۴ کیلوبیت بر ثانیه بوده است

طبق شاخص های فناوری کشور، میزان پهنای باند اینترنت داخلی ۱۲۲۸۸۰۰ مگابیت بر ثانیه است. در این بررسی ها مشخص شد که ۵۷ درصد خانوارهای ایرانی به رادیو و ۹۸.۴ درصد به تلویزیون دسترسی دارند. همچنین ۹۷.۶ درصد مردم دارای تلفن و ۵۲.۴۷ درصد نیز دارای رایانه شخصی هستند

میزان دسترسی خانوار شهری به اینترنت ۴۴.۷۳ درصد و دسترسی خانوار روستایی به اینترنت ۱۷.۵ درصد اعلام شده است. در همین حال ۹۴.۲ درصد جمعیت کشور تحت پوشش سیگنال های شبکه موبایل قرار دارند

در بخش شاخص های استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز ضریب نفوذ کاربران اینترنت ۳۹.۳۵ درصد براساس تناوب استفاده از این فناوری اعلام شده است. در این بررسی ها مشخص شد ۴۵.۹ درصد افراد از رایانه و ۶۱.۵ درصد از موبایل استفاده می کنند. همچنین ۹.۶ درصد افراد مشترک اینترنت باندپهن ثابت و ۱۰.۹ درصد مشترک اینترنت باندپهن سیار (موبایل) هستند که این آمار مربوط به پایان پاییز سال ۹۳ است

طبق این بررسی ها ۱۰۰ درصد روستاهای بالای ۷۰ خانوار در کشور دارای مرکز خدمات ارتباطی و فناوری اطلاعات روستایی هستند

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mostafa

فقط برای خنده !!!!!!!!!

یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافت طولانی هوایی در کنار یک دیگر در هواپیما نشسته بودند
    
برنامه نویسه میگه مایلی با هم بازی کنیم؟ مهندس که میخواست استراحت کنه محترمانه عذر خواهی میکنه و رویشو بر میگردونه تا بخوابه.
    
برنامه نوسه دوباره میگه بازی سرگرم کننده ای است من از شما یک سوال می کنم اگر نتوانستید 5دلار به من بدهید بعد شما از من سوال کنید اگر نتوانستم 5دلار به شما میدهم
    
مهندس دوباره معذرت خواست وچشماشو بست که بخوابه.
    
برنامه نویسه پیشنهاد دیگری داد گفت اگر شما جواب سوال منو بلد نبودید 5 دلار بدهید اگر من جواب سوال شما رو بلد نبودم 200 دلار به شما میدهم
    
این پیشنهاد خواب رو از سر مهدس پراند و رضایت داد که بازی کند.
    
برنامه نویس نخست سوال کرد .فاصله زمین تا ماه چقدر است؟؟ مهندس بدون اینکه حرفی بزند بلا فاصله 5 دلار رو به برنامه نویس داد حالا مهندس سوال کرد
    
اون چیه وقتی از تپه بالا میره 3 پا داره وقتی پایین میاد 4 پا؟؟ برنامه نویس نگاه متعجبانه ای انداخت ولی هرچی فکر کرد به نتیجه نرسید بعد تمام اطلاعات کامپیوترشو جستجو جو کرد ولی چیز به درد بخوری پیدا نکرد بعد با مودم بیسیم به اینترنت وصل شد و همه سایت ها رو زیر رو کرد به چند تا از دوستا شم ایمیل داد با چندتا شون هم چت کرد ولی باز هیچی به دست نیاورد بعد از 3 ساعت مهندس رو بیدار کرد و 200دلار رو بهش داد مهندس مودبانه پول رو گرفت و رویش رو برگرداند تا بخوابد
    
برنامه نویس او را تکان داد گفت خوب جواب سوالت چه بود؟؟ مهندس بدون اینکه کلمه ای بر زبان بیاورد 5 دلار به برنامه نویس داد و رویش را برگرداند و خــــــوابید!!!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    
نتیجه اخلاقی : حسن کل کل با مهندس جماعت خطرناکه حسن !!!(مهندس هم جواب رو بلد نبود و در جواب سوال برنامه نویس باز 5 دلار داد بهش)


سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن !

 

بعد از انجام این کار دور هم جمع شدن ، زن فرانسوی گفت : به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی ، نه اتو و نه . . . خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم .
خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم !
روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .
روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود

 

زن انگلیسی گفت : من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار .
روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت .

 

 

زن ایرانی گفت : من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم !
اما روز اول چیزی ندیدم !
روز دوم هم چیزی ندیدم !
روز سوم هم چیزی ندیدم !

ولی خدا رو شکر روز چهارم با چشم چپ یکم دیدم!!!!


یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری می کنه. بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن.

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان، رانندهء خانم بر میگرده میگه:


-
آه چه جالب شما مرد هستید!…. ببینید چه به روز ماشینامون اومده! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!

مرد با هیجان پاسخ میگه:

-
اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه!

بعد اون خانم زیبا ادامه می ده و می گه:

-
ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه. مطمئنن خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن که می تونه شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم!

و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده.

مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیکه زیر چشمی اندام خانم زیبا رو دید می زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن.

زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.

مرد می گه شما نمی نوشید؟!


زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب می گه:

-
نه عزیزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم !!!


فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت

هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.

وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.

هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.

و اما خبر بد

این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.

هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه...

.....................

 حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟؟؟!!!


یک روز یک کشیش مسیحی، راهب بودایی، و ملای مسلمان تصمیم میگیرند تا ببینندکدوم توی کارش بهتره... به همین منظور، تصمیم میگیرند که هر کدوم به یک جنگل برند، یک "خرس" پیدا کنند و سعی کنند اون "خرس" رو به دین خودشون دعوت کنند. بعد از مدتی، دور هم جمع میشند و از تجربه شون صحبت میکند... اول از همه کشیش شروع به صحبت کرد :"وقتی خرس رو دیدم، براش چند آیه از کتاب مقدس (درباره قدرتصلح، کمک و مهربانی به دیگران) خوندم و بهش آب مقدس پاشیدم. خرس اونقدر شیفته ومبهوت شد که قراره هفتهٔ دیگه اولین مراسم تشریف ش برگزار بشه".
راهبه بودایی گفت: "من خرسی رو کنار یک جوی آب توی جنگل دیدم..براش مقداری ازکلمات آسمانی بودای بزرگ موعظه کردم. براش از قدرت ریاضت، تمرکز و قانون کارما) قانون عمل و عکس العمل رفتار آدمی) صحبت کردم. خرس آنقدر علاقه مند شده بودکه به من اجازه داد غسل تعمید بدهمش و براش یک اسم مذهبی-بودایی انتخاب کنم".
پس از آن، هر دو به ملای مسلمان نگاه کردند که روی تخت (و در حالی که از سر تاپا بدنش توی گچ بود) دراز کشیده بود. ملا گفت :"هههممم...الان که به گذشته واون روز فکر میکنم، میبینم که شاید نباید کارم رو با "ختنه کردن" شروع میکردم".


دریک غروب پنج شنبه پیرمرد موسفیدی در حالی که دختر جوان و زیبایی بازو به بازویش او را همراهی می کرد وارد یک جواهر فروشی شدند و به جواهر فروش گفت : یک انگشتر مخصوص برای دوست دخترم می خواهم.
مرد جواهرفروش به اطرافش نگاه کرد و انگشتر فوق العاده گرانی و زیبایی که ارزش آن 3 ملیون تومن بود را به پیرمرد و دختر جوان نشان داد.چشمان دختر جوان برقی زد تمام بدنش از شدت هیجان به لرزه افتاد.
پیرمرد در حال دیدن انگشتر به مرد جواهرفروش گفت : خب ، ما این رو برمیداریم. جواهرفروش با احترام پرسید که پول اونو چطور پرداخت می کنید؟
پیرمرد گفت : با چک ، ولی خب من میدونم که شما باید مطمئن بشید که تو حسابم پول هست یا نه بنابراین من این چک رو الان می نویسم و شما می تونید روز دوشنبه که بانکها باز می شه ، به بانک من تلفن بزنید و تایید اونو بگیرید و بعد از ظهر اون روز همون روز من انگشتر رو از شما می گیرم.

صبح دوشنبه مرد جواهر فروش در حالی که به شدت ناراحت بود به پیرمرد تلفن زد و با عصبانیت به پیرمرد گفت : من الان حسابتون رو چک کردم اصلا نمی تونم تصور کنم که توی حسبابتون حتی یک ریال هم نیست!!!

پیرمرد جواب میده : متوجه هستم چی میگید ، ولی در عوضش می تونی تصور کنی که من تو این دو سه روز چه حالی کردم واقعا که بهترین روزای عمرم بود.!!!!!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mostafa

دختـــــــــــــــــــــــــــــــــر بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

 

دختر باس اینجوری باشه, جوک های خنده دار

دختر باس

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mostafa